الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
114
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)
همه متشخصتر است و به او بگو : من فرستادهء رسول خدايم و او مىگويد : دخترت ذلفاء را به همسرى من درآور ! جويبر با پيام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزد زياد بن لبيد رفت در حالى كه او در خانهء خودش بود و گروهى از قبيلهء وى نزد او بودند ، اجازهء ورود خواست ، اطلاع دادند و او اجازه داد . جويبر وارد شد و سلام داد سپس گفت : اى زياد بن لبيد ! من فرستادهء رسول خدايم دربارهء حاجتى ، علنى بگويم و يا در نهان ؟ زياد گفت : بلكه علنى بگو كه باعث شرف و افتخار من است . جويبر گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد : دخترت ذلفاء را به همسرى جويبر درآور ! زياد با شنيدن پيام گفت : آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به اين منظور تو را پيش من فرستاده است ؟ جويبر گفت : آرى من به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دروغ نمىبندم ، زياد گفت : ما دخترانمان را جز به جوانان خود و همتايانمان از انصار تزويج نمىكنيم ! جويبر برگرد تا من خودم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ببينم و عذر خودم را به عرض ايشان برسانم ! جويبر برگشت در حالى كه مىگفت : به خدا سوگند كه نه قرآن به اين ( رفتار ) نازل شده و نه نبوّت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم به اين ( روش ) ظهور يافته است ! سخن جويبر را ذلفاء دختر زياد كه پشت پرده بود ، شنيد ، به پدرش پيغام داد كه نزد ما بيا ! زياد نزد دخترش رفت ذلفا گفت : اين چه گفتمانى بود از تو شنيدم با جويبر گفتگو مىكردى ؟ زياد گفت : او گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا فرستاده است ، مىفرمايد : دخترت ذلفا را به همسرى من درآور ! ذلفاء گفت : به خدا سوگند كه جويبر در محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به او دروغ نمىبندد ! بنابراين الآن كسى را بفرست جويبر را بازگرداند ! زياد